تبليغاتX
آسمان شلمچه
 

هوالشهید

........

 

خواستم شرح غم دل بنویسم به قلم

آتشی در قلم افتاد که طومار بسوخت !

 

 

بعونک یا شهید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت 0:50  توسط سرگردان شلمچه  | 
بسم رب الشهدا

باسلام خدمت دوستان گرامی (رفقای قدیم که حسابی شرمندشونم و رفقای جدید که خوشامد میگم بهشون)

راستش به دلیل اینکه اکانتم مشکل داره متاسفانه نمی تونم برای بعضی رفقا نظر بذارم( یعنی اینکه صفحه نظرات بعضی از وبلاگ ها برام باز نمیشه البته همونطور که گفتم اشکال از اکانت بنده است.... ببخشید)

در اولین فرصت و اولین زمان برطرف شدن مشکل یا دسترسی به نت از شرمندگی رفقا در می یاییم

خلاصه اینکه حلالمون کنید و خیلی برامون دعا کنید که محتاجیم.

راستی صدای زنگ کاروان رو از الان میشه شنید...؟؟؟!!!!

کاش صدای زنگ کاروان مدد  کنه برای تاب آوردن در این حیرونی !

شیدایی بعد از زیارت سخته......

یاعلمدار کاروان

بعونک یا شهید

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 مهر1388ساعت 2:2  توسط سرگردان شلمچه 

بسم رب الشهید

!!!!به مناسبت هفته ای که در آن "دفاع مقدس" غریب تر از همیشه است

پاسخ نامه ای از یک ... همان ها که رفتند تا دین بماند... تا ما بمانیم... اما ما باز هم آنها را بدهکار خود می دانیم

خانم یا آقای عزیز سلام

نامه هایی که قصد داشتید بنویسید اما ننوشتید، به دستم رسید. نیازی هم نبود بنویسید . از این نامه های نانوشته ، گه گاه به دست ما می رسد. با رنگ سفید بر روی کاغذهایی از جنس حیرت "نوشته بودید: " چرا جنگ؟؟؟

من سن شما را نمی دانم ولی نسل ما نسلی نبود که حساب و کتاب بلد باشد و همیشه با خود ترازویی را حمل کند که سنگ آن از جنس هزینه ها و محاسبات دقیق اقتصادی و سیاسی باشد. مشکل ما این بود که وقتی جنگ شروع شد وقت نداشتیم چون و چرا کنیم. یک روز به هوای دیدن کبوترهای مهاجر پاییزی ، سرمان را به سوی آسمان بلند کردیم که دیدیم آسمان پر از هواپیماهای بعثی است . باور کنید فرصت بحث و جدل نبود وگرنه شاید ما هم کمتر از شما با جنگ مخالف نبودیم

ما هنوز بالغ نشده بودیم که روی دوشمان سنگینی جنازه دوستمان را حس کردیم. هنوز وزن و قد و اندازه خودمان را نمی دانستیم که فهمیدیم کلاشینکف سبکتر از ژ-3 است و صدای خمپاره ، زیرتر از صدای موشک است. فرق است بین نسلی که صدای انفجار را فقط شب های 4شنبه سوری در میدان های زیبای شهر شنیده است با نسلی که گوشش پراز صدای نارنجک و زوزه خمپاره و نعره راکت است

ما هنوز داخل آدم های بزرگ نشده بودیم که هفته ای یک بار وصیت نامه می نوشتیم و برای لباس های کهنه و چند دفتر و کتاب و دوچرخه همیشه پنچرمان وارث تعیین می کردیم

الان هم از ما انتظار نداشته باشید که مثل شما طعم زندگی را چشیده باشیم و برای رسیدن به آن ، خود را به آب و آتش بزنیم. من هنوز اسم کسی را نمی شنوم که مرا یاد یکی از دوستان شهیدم نیندازد. دوستی داشتم که از جان ، دوست ترش می داشتم. جلوی چشمم تکه تکه شد و وقتی مادرش من را دید، با چشمانش به من گفت چرا باید تو بمانی و از فرزند من جز چند تکه گوشت و مقداری استخوان برنگردد؟ هنوزهم وقتی از کوچه آنان می گذرم دلم می لرزد که مبادا باز با آنان روبرو شوم

می بینید خانم یا آقای عزیز! ما حتی از زنده بودن مان هم شرمساریم 

شاید حق با شما باشد و شاید درست همین باشد که هر کس به فکر خود باشد و گلیم خود را از آب بیرون بکشد. من نمی دانم ! اما می دانم که این خوش فکری ها و عافیت طلبی ها از ما ساخته نبود. ما زندگی نمی کردیم ، ما فقط خاکریز و سنگر و حمایل و این چیزها را می شناختیم . ما نسلی بودیم که میان خاک و خون و آتش عروسی می گرفتیم و در حجله هم دلمان برای سنگر تنگ می شد

خانم یا آقای عزیز

نمی دانم تا حالا صدای برخورد موشک را با زمین شنیده ای . کمی با موسیقی پاپ و راک فرق دارد. ولی تا بخواهی حال و هوای آدم را عوض می کند . تا ساعت ها بعد از آن ، دنیا تیره و تار است و از دهان هیچ کس صدایی شنیده نمی شود. البته لب ها تکان می خورند و دهان ها بازو بسته می شوند ، اما کسی صدایی نمی شنود . احتمالا دلیلش این است که موشک ها غیر از اینکه یک عده را به خاک و خون می کشند ، یک عده را هم کر و کور و موجی می کنند . می بینیدچقدر موسیقی ما با شما فرق می کرد ؟ پس قبول کنید که افکار ما هم کمی متفاوت باشد

خانم یا آقای گرامی

روزگاری که بر ما رفت ، با روزگار شما فرق هایی دارد. مثلا غم و غصه های شما خیلی لطیف اند.شما غصه لایه اوزون و رطوبت هوا در پاسارگاد را می خورید ، که خیلی رمانتیک و قشنگ اند . اما ما نگران تانک های غول پیکری بودیم که اگر یک لحظه از آن چشم برمی داشتیم ، باید در تجریش و زعفرانیه پیدایشان می کردیم

راستی می دانی چرا ما معمولا در فکریم؟ چون همه ما همیشه فکر می کنیم چیزی را گم کرده ایم ، اما نمی دانیم چیست؟ امروز که رفتم جلوی آیینه ، ناگهان فهمیدم که ما چه گم کرده ایم

به نظر تو کسی که در عرض چند سال ناقابل یک مرتبه از نوجوانی به پیری می رسد  چه چیزی را گم کرده است؟

نه اشتباه کردی ، ما جوانی و میان سالی را گم نکرده ایم . ما قلب و روحمان را جا گذاشته ایم . کجا ؟ در بیابان ها

یکی نیست به ما بگوید : پس در خیابان ها چه می کنید؟؟؟

بعونک یا شهید 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 مهر1388ساعت 1:6  توسط سرگردان شلمچه  | 
 

 

بسم رب الشهدا

 

آنانکه یک عمر مرده اند ...

یک لحظه هم شهید نخواهند شد !

 

 

طرح شهید گمنام

اذکار مورد نظر در روزهای ماه مبارک رمضان

۱۰۰ مرتبه

ثواب آن هدیه به روح ....

  

 روزبیست و سوم ماه مبارک رمضان: یا رازق کل مرزوق/۱۰۰ مرتبه /

هدیه به روح پاک شهید عباس بابایی

 

روزبیست و چهارم ماه مبارک رمضان: یا من سر القبیح/۱۰۰ مرتبه /

هدیه به روح پاک شهید حسن شفیع زاده

 

روزبیست و پنجم ماه مبارک رمضان: یا ذالنعمة السابغه/۱۰۰ مرتبه /

هدیه به روح پاک شهید اسماعیل دقایقی

 

روزبیست و ششم ماه مبارک رمضان: یا یامنور یامیسر/۱۰۰ مرتبه /

هدیه به روح پاک شهید حسین بصیر

 

روزبیست و هفتم ماه مبارک رمضان: یامبشریامنذر/۱۰۰ مرتبه /

هدیه به روح پاک شهید عبدالحسین برونسی

 

روزبیست و هشتم ماه مبارک رمضان: یاقادر یا قاهر/۱۰۰ مرتبه /

هدیه به روح پاک شهید عباس اسفندیاری

و

هدیه به روح پاک شهید محمدنظری حائل

و

هدیه به روح پاک شهید مهدی عارفی

 

روزبیست ونهم ماه مبارک رمضان: یا اعلم من کل علیم/۱۰۰ مرتبه /

هدیه به روح پاک شهید داود کریمی

 

روزسی ام ماه مبارک رمضان: یا قاضی الحق/۱۰۰ مرتبه /

هدیه به روح پاک شهید حسین لشکری

 

التماس دعا

بعونک یا شهید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 13:53  توسط سرگردان شلمچه 

 

 بسم رب النور

 

قرآن بخوان !

آن گاه که درون خویش رااز خود تهی یافتی وبیرون از خویش را خالی از خدا:قرآن بخوان.

آن گاه که در دریای خروشان زندگی در چنگال طوفان جهل وترس اسیر شدی وساحل صلاح وصلح،کشتی نجات ورهایی را آرزو کردی:قرآن بخوان.

آن گاه که عقلت احساست را به بند کشیدو فکرت عشقت را قوه پیوستن به یزدان ونیروی عرفان را از دست دادی:قرآن بخوان.

آن گاه که در کوچه باغ های یاس،حیران وسرگردان نا امید و پریشان در جستجوی قطره ای آب ،کشتزار خشک و قحطی زنده اندیشه ات را تسلی می دهی از دریای بیکران امیدلختی بر گیر:قرآن بخوان.

آن گاه که مرگ را ختم و معاد را هم پندار خودیافتی:قرآن بخوان.

آن گاه که غرور ،وجودت را گرفت و تفاخر شعورت را و ذلت خویش را عزت یافتی و نخوت خویش را همت : قرآن بخوان.

آن گاه که خود را خدا یافتی یا خدا را جدا از خود و یکی بودن وشرک را توحید پنداشتی و شمع را خورشید :قرآن بخوان.

آن گاه که مرگ خود را دور دیدی و حیات خویش را جاوید یافتی و دنیا و آخرت را جدا از همو دنیا داری و بهشت را در کنار هم :قرآن بخوان.

آن گاه که از دوستی گسستی و بر مرکب سستی نشستی و به پستی پیوستی و در منجلاب تباهی رهایی را خواستی:قرآن بخوان.

آن گاه که نهایت سعادت را بودن و شهادت را نهایت حیات و ماندن را شرافت و رفتن را ضلالت و شدن را حماقت:قرآن بخوان.

آن گاه که از بیعت با تاریکی و غیبت نور خسته شدی:قرآن بخوان.

آن گاه که نسیان گریبانت را گرفت و عصیان دامنت را و معصیت خویش را معصومیت پنداشتی:قرآن بخوان.

آن گاه که گذشته را حسرت و حال را عسرت وآینده را حیرت احساس کردی شب قدر را بیاد بیاور :قرآن بخوان.

آن گاه که در دره های پستی و زبونی در جستجوی راهی بسوی قله انسانیت سنگستان را در می نوردی وهمچون اسیر زندانی دریچه ها را می جویی :قرآن بخوان.

آن گاه که در دل سیاه شب و در اعماق تاریک ظلمات در جستجوی نور و روشنی شمع وجودت از شور و التهاب می سوزد ودر آرزوی صبح وسپیدی افق امید را به نظاره فلق می نگری تا شاید طلوع فجر را در نیمه شب تماشا کنی قرآن را باز کن تا در فلق برگ هایش در افق اندیشه ات فجر را ببینی...

قرآن بخوان...!

 

نوشته شهید مهدی رجب بیگی
برگرفته از کتاب"می رویم تا خط امام بماند"

 

التماس دعا

بعونک یا شهید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 13:47  توسط سرگردان شلمچه  | 

 

بسم رب النور

 

شايد هيچ فرصتى براى يك محاسبه همه جانبه و خانه‏تكانى اساسى و بازنگرى در خود و جامعه، مناسبتر از «ماه رمضان» نباشد.


در شبها و روزهاى اين ماه خدايى، هم مجالى براى بازپرورى روح و جان است، هم فرصتى براى رسيدگى به محرومان و مستمندان و همدردى با دردمندان، هم موقعيّتى براى تقرّب به خدا و تقويت روحيّه معنوى و از خود رها شدن و به خدا پيوستن.
از رمضان چه انتظارى است؟!
و از روزه‏داران چه انتظارى؟
يكى از تكاليفمان در اين ماه، رسيدگى به «خود» است، گشودن حسابى براى «محاسبه نفس»، رسيدگى به نيك و بدها، خير و شرّها، ثوابها و عصيانها و حسنات و سيّئات خويش.
«توبه»، راهى است، گشوده پيش پاى خاكيانِ گناه‏آلود، تا جان خويش را به پاكى برسانند و افلاكى شوند و رضاى خداى توبه‏پذير را فراهم آورند، پنجره‏اى است باز شده به رويمان، جهت نگاه كردن به آستان مغفرتِ خداى غفّار.
راستى ... از كجا مى‏توان ميزان «خلوص» و «بندگى» را شناخت؟
عبادتها و تهذيبهاى اين ماه، وسيله‏اى براى «خودشناسى» و «خداخواهى» است. شبهاى «قدر»، اوجِ اين معرفت متعالى و فيض سرشار الهى است، تا چه كس بهره گيرد، و چه كس تهيدست از اين ضيافتخانه باز گردد!
بانوى بزرگوار اسلام، حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمودند: « يك روزه‏دار، از روزه‏اش چه بهره‏اى مى‏برد و به چه كارش مى‏آيد، اگر زبان و گوش و چشم و اندامش را «نگهبان» نباشد؟»
جلوه ديگر رمضان، در ارتباط با «مردم» است.
كسى غمخوارى رنجديدگان محروم را دارد كه رنج و حرمان را بشناسد و گرسنگى و نياز را لمس كرده باشد. در روايات، از جمله حكمتهاى روزه، اين به شمار آمده كه با چشيدن رنج گرسنگى و تشنگى، به ياد گرسنگان بيفتيم، تا ثروتمندان به مستمندان ترّحم كنند و مرّفهان برخوردار، به ياد محرومان نيازمند بيفتند.
روزه‏دار، زكات بدنش را مى‏پردازد،
درد گرسنگان را حس مى‏كند،
با نيازمندان همدردى و همدلى دارد،
اگر در طول سال، معناى «گرسنگى» را نمى‏داند، به بركت روزه، اين مفهوم برايش عينيّت مى‏يابد و اگر توفيق يابد و شيطان بگذارد وحرص و آز امان دهد، به فقرا و بينوايان اطعام و افطارى مى‏دهد، غذاى گرم به خانواده‏هاى بى‏بضاعت، اما آبرومند مى‏فرستد و لبخند شادى بر چهره كودكان چشم‏انتظار تفقّد و دلجويى مى‏نشاند ... كه اگر توفيق الهى نباشد، از اين خدمت به همنوع، محروم مى‏ماند.
رمضان به خانه‏ها «بهار» مى‏آورد ... بهار معنويت و صفا.
سحرخيزى براى سحرى‏خوردن و مناجات و نيّت روزه و نماز صبح اول وقت، از بركات اين ماه است.
گرم شدن كانون مساجد و محافل دينى و اتصال قويتر «خانه ـ مسجد» و انس بيشتر كودكان و جوانان با خانه خدا و نماز جماعت، بركت ديگرى است.
آهنگ قرآن و دعا، خانه‏ها را نورانى مى‏كند.
رابطه عاطفى ميان اعضاى خانواده، بر محور «بندگى خدا» تقويت مى‏شود.
«صله رحم»، افزايش مى‏يابد و دلها به هم نزديكتر مى‏گردد.
راستى كه شبها «دعاى افتتاح»، سحرها «دعاى ابوحمزه»، در مساجد دعاهاى هر روزه ماه، در شبهاى قدر، مراسم احياء و غلغله جمعيت در مساجد و حرمها و مصلاها، اينها همه موجى از رحمت و ابرى از كرامت را بر سر مؤمنان، سايه‏افكن مى‏سازد.
چه دلهايى كه از ريب و ريا پاك مى‏شود،
چه دستهايى كه به جيب فتوت مى‏رود، تا گرهى از كار دردمندى بگشايد و غمى از چهره خانواده‏اى بزدايد،
چه حنجره‏هاى داودى، كه به تلاوت وحى خدا مترنّم مى‏شوند،
چه وارستگيها و توبه‏ها و پاك‏شدنهايى كه محصول سبز و ماندگار «موسم رمضان» است،
چه اخلاقهايى كه در سايه مواعظ گويندگان، به صلاح مى‏گرايد.
چرا رمضان را «آينه»اى نسازيم، براى تماشاى سيماى اخلاق و چهره باطن خويش؟
و كلاسى كه درس آن «خودسازى» است،
متن آن «دعا» و «نماز»،
و قبولى آن «توبه» و توفيق ترك گناه و بهسازى اخلاق در خانه و مدرسه و اداره و بازار و محل كار!
اگر چنين شد، مى‏توان روز فطر را «عيد» گرفت.
«عيد فطر»، نمره قبولى در دوره آموزشى «شهراللّه‏» است.
عيد فطر، عيد توفيق در عبوديت و معرفت و تهذيب نفس و دور شدن از رذائل و نزديك شدن به فضايل است.
عيد «ذكر خدا» و «ياد نيازمندان»،
عيد «كفّ نفس» و كنترل خواسته‏ها و مهار تمنيّات،
كيست كه راضى شود ميوه‏اى از باغ رمضان نچيده، گام از اين بوستان بيرون نهد؟
وقتى سپاهى بر دشمن پيروز مى‏شود، شيپور پيروزى مى‏زنند.
غلبه بر «خصم درون» نيز، شادى دارد.
عيد فطر، جشن عبوديّت است.
خوشا آنان كه اعمالشان مرضىّ نظر «مولا» مى‏شود و به تفرّجى در دامنه‏هاى روح‏پرور ملكوتى كه در اين ماه، به زمينيان هديه مى‏شود پرداخته، دامن دامن مغفرت و رحمت گرد مى‏آورند.
رمضان نيز مى‏گذرد و با همه خجستگى و مباركى‏اش به پايان مى‏رسد.
گروهى به شب‏زنده‏دارى و تهجّد و «يارب يارب» شبها و سحرگاهان انس مى‏گيرند، عده‏اى با دستهايى گشوده از نياز و دلهايى لرزان از خوف و خشيت الهى، چشم اميد به غفرانِ خداى غفار مى‏دوزند،
جمعى هم در كاستن از لغزشها و سبك كردن بار گناهان مى‏پردازند،
كسانى از اين يك ماه، براى يازده ماه ديگر توشه سلوك و نيروى عمل صالح برمى‏گيرند.
راستى ... ما از كدام گروهيم؟!

 

جواد محدثی


السلام ای ماه خدا....التماس دعای تعجیل در فرج آقا امام زمان عج

 

التماس دعا از همه میهمانان خدا


لحظات نورانی افطار و سحر دعا برای فرج آفا امام زمان(عج) فراموش نشه


بعونک یا شهید


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 10:28  توسط سرگردان شلمچه  | 
 

دلباخته‏ى حضرت صاحب‏الزمان «عجل‏اللّه‏تعالى فرجه»

شهيد مهندس مصطفى ابراهيمى مجد

و ملاقات او با

امام عصر «عجل‏اللّه‏تعالى فرجه»

 

...مصطفى به آرزوييكه يك عمر برايش زحمت كشيد، رسيد و غرق در رحمت خداوند شد. ما كه شيعه و طالب ديدار امام حى و حاضرمان هستيم، آيا خود را براى ظهور حضرتش آماده ساخته‏ايم؟ و جمله نوشته شده بر مزار مصطفى آيا در مورد ما هم صدق مى‏كند؟

«اينجا خانه شهيدى است كه به انتظار قيام مولايش آرام گرفته است».

 

 

*نيست بر لوح دلم جز «الف» قامت يار

تمامى انسانها كه دينى را سرمشق زندگى خود قرار داده‏اند، اعتقاد به منجى آخرالزمان دارند و شيعيان اين نجات دهنده بشريت را امام خود مى‏دانند و در دل عشق به او دارند. ميزان اين عشق و علاقه در انسانها با توجه به كردار و نحوه زندگيشان متفاوت است. شهید مصطفى ابراهيمى مجد به قدرى به امام «عجل‏اللّه‏تعالى فرجه» علاقه داشت كه عشق او ميان دوستانش زبانزد شده بود. در اين زمينه كاويانى خاطره‏اى زيبا نقل مى‏كند: از زمانى كه با مصطفى آشنا شدم، شاهد محبت وصف‏نشدنى‏اش به امام زمان «عجل‏اللّه‏تعالى فرجه» بودم. به قسمى كه هر وقت نام امام «عجل‏اللّه‏تعالى فرجه» را مى‏شنيد، حالش دگرگون مى‏شد. گريه مى‏كرد. ذكر مى‏گفت. گويى همه چيز را فراموش مى‏كرد. ايام نيمه‏شعبان هم در برگزارى مراسم جشن همتى راسخ و شورى عجيب داشت بحدى كه عشق او زبانزد بود. در زمان جنگ هم در اهواز هرگاه به دنبال مصطفى مى‏گشتيم و او را نمى‏يافتيم به سراغ مقبره على بن مهزيار، يكى از ياران حضرت مهدى «عجل‏اللّه‏تعالى فرجه»مى‏رفتيم و مطمئن بوديم كه آنجاست. بخصوص شبهاى چهارشنبه اصرار داشت كه اگر كارى نباشد حتما به زيارت آن مرقد كه بوى محبوبش را مى‏دهد، برود و عرض ارادتى به يار امام زمان «عجل‏اللّه‏تعالى فرجه» و طبعا خود امام «عجل‏اللّه‏تعالى فرجه»داشته باشد. معمولا به من هم خيلى اصرا مى‏كرد كه با هم برويم.

يكى از شبها به ستاد جنگهاى نامنظم آمد و با حالت آمرانه به من گفت: احمد بيا برويم. همراهش رفتم. زيارت كرديم و من زودتر بيرون آمدم. هر چه صبر كردم، مصطفى نيامد. داخل شدم. ديدم او همانند كودكى كه پس از مدتها مادرش را يافته باشد، گرد اين ضريح، سمندروار مى‏چرخد. مى‏بوسد. مى‏بويد و خلاصه رفتارى عاشقانه دارد. عشق او نسبت به امام زمان «عجل‏اللّه‏تعالى فرجه» خيلى بيشتر از پيش شده بود. حالى ملكوتى داشت. من كه او را از 10 سال پيش مى‏شناختم، مى‏ديدم كه در اين ماههاى آخر خيلى فرق كرده است. بهترين تمثيل براى مصطفى در آن روزهاى آخر، نوعى ماهى آكواريومى شفاف است كه وقتى آنها را نگاه مى‏كنيم، داخل و آن طرف بدنشان را مى‏بينيم. واقعا صورت و چشم مصطفى اين چنين زلال شده بود. وقنى كه در عمليات دارخوين به شهادت رسيد، راز اين موضوع را در وصيتنامه‏اش فهميدم. نوشته بود: «همانطور كه اساتيد بزرگمان مى‏گفتند نوكر محال است صاحبش را نبيند، من نيز صاحب و محبوبم را ديدار كردم و... چون ديگر تا اين لحظه او را نديده‏ام تمام جگرم سوخته است». و در آنجا بود كه متوجه دلسوختگى و حال عجيب او شدم.

برادر شهيد مى‏گويد: سال 1359 مصطفى براى يكى از جشن‏هاى نيمه شعبان خيلى زحمت كشيد. شب تا صبح كار مى‏كرد و در روز جشن، حالى مخصوص داشت. به احتمال قوى شرفيابى ايشان را در همان جشن نيمه شعبان مى‏دانم. 

 

وصيت‏نامه شهيد ابراهيمى مجد

خدايا تو را شكر مى‏كنم...

شهيد مهندس مصطفى ابراهيمى مجد پس از ذكر صيغه استغفار، بخشهايى از دعاهاى مشلول و عهد را ذكر مى‏كند و مى‏نويسد:

من مصطفى ابراهيمى مجد، دعاى فوق را كه در زيارت حضرت صاحب‏الامر آمده تا به انتها جزو اعتقادات خود دانسته و اين زيارت را به اين جهت بيشتر متذكر شدم، چون در انتهاى دعا، امام عصر «عجل‏اللّه‏تعالى فرجه» را شاهد و گواه بر شهادتين خود مى‏گيرم و از شما مى‏خواهم كه دعاى فوق را خوانده و در آنجا من شهادتين را به طور كامل پذيرفته‏ام و علت ذكر نكردن، فقط به خاطر طولانى شدن وصيتنامه است.

سپس با ذكر فرازى از زيارت آل ياسين (اشهدك يا مولاى انى اشهد لا اله الا اللّه‏...) مى‏افزايد:

و سپس سلام بر نائب الامام، خمينى بزرگ و سلام بر شما همه بندگان پاكباز خدا و سلام بر شما شهيدان راستين اسلام.

برادران و خواهران! در اين روزگار، رحمت خدا به تمامى بر ما نازل گشته و در اين روزها خداوند بزرگترين لطف را بر ما ملت كرده است و اسباب مرگ و لقاء خود را براى ما فراهم ساخته است، مبادا كه غافل باشيد.

خدايا تو را شكر مى‏كنم كه عشق حضرت مهدى «عجل‏اللّه‏تعالى فرجه» را در دل من جاى دادى و خدايا تو را شكر مى‏كنم كه مرا به زيور ايمان آراستى و قبل از هر چيز لازم است از آنانى كه واسطه‏ى كسب معارف الهى من بودند از خدا براى اين بزرگواران طلب اجر و علو مقام كنم، اينان بودند كه قلب مرا روشن ساختند تا توانستم كلام پاك و گوهربار امام امت خمينى بزرگ را با تمام وجود دريابم كه چه بسا ديگران را در درك كلام او عاجز مى‏دانم. خدايا اين بزرگوار را براى مردم شيعه نگهدار باش.

بگذاريد بعد از مرگم بدانند و بدانيد، همان طور كه اساتيد بزرگمان مى‏گفتند كه نوكر محال است صاحبش را نبيند، من نيز صاحبم را، محبوبم را ديدار كردم، اما افسوس كه تا اين لحظه كه اين وصيت را مى‏نويسم، ديدار مجدد او نصيبم نگشت. بدانيد امام زمانمان حى و حاضر است و او پشتيبان همه شيعيان مى‏باشد. از ياد او غافل نگرديد. ديگر در اين مورد گريه مجالم نمى‏دهد، بيشتر بنويسم و تا اين زمان، ديدار او را براى هيچ‏كس نگفتم مبادا كه ريا شود و فقط مى‏گويم كه از آن ديدار به بعد چون ديگر تا اين لحظه او را نديده‏ام، تمام جگرم سوخته است.

و اكنون من به جبهه مى‏روم تا پيروزى اسلام را نزديك سازم و راه را جهت ظهور حضرتش باز سازم و اميدوارم كه آن حضرت را و حكومتش را در زمان حياتم ببينم (اللهم ان حال بينى و بينه الموت...) و خدايا اگر مرگ بين من و او حائل شد، مرا از قبر خارج ساز هنگامى كه ظهور آن حضرت انجام گرفت در حاليكه كفن بر تن دارم و... (دعا را در ابتدا نوشته‏ام).

بارى برادران! مى‏روم براى پيروزى و اگر در اين راه شهادت بالهايش را گشود و مرا همراه خود به پرواز درآورد، چه خوب و نيكوست و مادر با تو مى‏گويم مادر! از اين كه فرزندى را به پيشگاه خدا تقديم داشتى رنجور و غمين مباش بلكه شاد و سراپا سرور باش. مادر! تو بر گردن من حقهايى داشتى و نيز توپدر متاسفم از اين كه حقوق شما را آنچنان كه خدا بر من قرار داده بود نتوانستم انجام دهم. مرا ببخشيد و از خدا براى من طلب عفو كنيد و نيز بخواهيد كه هر كس بر گردن من حقى داشته كه نتوانسته‏ام ادا كنم مرا ببخشيد و اما مادر! بر گردن تو حقى را مى‏گذارم و آن اين است كه اگر من شهيد شدم ـ كه خود را لايق شهادت نمى‏دانم بلكه بايد بگويم مرگ يا اجرى به سراغ من آمد ـ مادر چون تو آرزو داشتى كه من روزى ازدواج كنم و امر خدايى را انجام دهم و ليكن تاكنون اين طور نشده، بعد از مرگم بجاى آنكه گريه و زارى كنى، كارت عروسى تهيه كن و در يك طرف اسم (من) و در طرف ديگر نام شهادت را بنويس و مانند ديگر كارتهاى عروسى و كاملا شبيه به آنها با كلمات سرور و شادى زينت بده و براى آشنايان و دوستان بفرست و آنها را در جشن اين موهبت الهى كه نصيب من و تو شده، دعوت كن و با شيرينى و شربت از آنان پذيرايى كن. مادر! اشك را بر چشم تو نبايد هيچكس ببيند، زيرا هر قطره اشك ما چون دشمن اسلام را شادان مى‏كند، پس گريستن در اين مورد امرى است ناشايست، مادرم از اين كه شير پاكت را حلالم كردى متشكرم و از اين كه چنين فرزندى داشتى سرافراز باش و لباس سرور بر تن كن و شما برادران و خواهرانم! فرزندانتان را با عشق مهدى «عجل‏اللّه‏تعالى فرجه»آشنا سازيد و آنان را براى جهاد در راه آن حضرت هميشه آماده نگه داريد.

 

 

فرارسیدن میلاد عشق عالم صاحب الامر حضرت مهدی (عج) بر منتظران عدالت جهانی موعود مبارک

 

سلامتی امام زمان تعجیل در فرج و شادی روح امام و شهدا صلوات

 

بعونک یا شهید

 

 بخشی از زندگینامه شهید  ابراهيمى مجد در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 8:29  توسط سرگردان شلمچه  | 
 

بسم رب الشهدا

" ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا

 بل احیاء عند ربهم یرزقون "

نکته مهمی که در باب شهیدان ما وجود دارد این است که شهدای ما اگر چه با بال و پر احساسات پرواز کردند ، اما راهنمای آن ها عقل و منطق و استدلال بود.(امام خامنه ای)

 

مرگ اگر مرگ است گو نزد من آی

                                                تا درآغوشش بگیرم تنگِ تنگ

 

مهر دلم، شهید دایی " عباس اسفندیاری "

 

... و دوباره 2 مردادی دیگر

و دوباره جان توان ماندن ندارد در فراق تو... ای همه عشق !

 

سالروز ستاره شدن

 معلم و پاسدار شهید"عباس اسفندیاری"

 در آسمان شلمچه

 تا ابد جاودانه باد.

 

"دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست؟... یک لحظه بایست و یک جمله بگو... تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟"

 

پیوند غریبانه نگاهت را بر تمامی هجر تاریخ گواهم...

ای همه بوی وصل در وجودت ، با تو نوشم به کام و عیشم به دام است ولی بی تو...! پرنده عاشق و ای دریغا ...!

همه تنم اشک ، اشک غم است....

شکوه و عظمت و روشنی را تنها در تو می جویم ...

ای بیکران محبت در پای آتش دل ....

تو مرا حامی باش !

.....

... وامسال و ...امروز بیش از همیشه شرمنده چشمان آسمانی ات هستم... دعایم ... دعایمان کن ، که ...

می دانم که همیشه من....

و همیشه تو.....

اما من کجا و تو کجا............؟!

پس با بزرگواری و مهربانی همیشگی ات ........

 ....

کبوترها ، کبوترها ، به دلجویی از آن بالا

نگاهی زیر پا گاهی ، اسیران قفس هارا

خوشا پروازتان با هم ، بلند آوازتان با هم

به یاد آرید ما را هم در آن پروازکردن ها

 

مزار نورانی شهیدبزرگوار عباس اسفندیاری-مسجدسلیمان قطعه شهدای چهاربیشه

 

مراسم زیارت پرفیض عاشورا به مناسبت بیست و دومین سالگرد شهادت پاسدار شهید"عباس اسفندیاری"

زمان: 5شنبه 1/5/88 بعد از نماز مغرب و عشاء

مکان : منزل آن شهید بزرگوار و قلبهای  همه آنهایی که شهید بزرگوار گوشه چشمی به

آن ها دارد.

ما را هم دعا کنید.

شادی روح امام (ره) و شهدا صلوات

بعونک یا شهید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 10:34  توسط سرگردان شلمچه  | 

 

بسم رب المهدی(عج)

سلام حضرت آقا !

سلام حضرت یار....

 

*عاشقانه ای برای تولد ناخدای بی قراری دل هامان

 

ای دو چشمانت چراغ شام یلدای همه

آفتاب صورتت خورشید فردای همه

 

ای دل دریایی ات کشتی نشینان را امید

وی نگاه روشنت فانوس دریای همه

 

ای بیان دلنشینت بارش باران نور

وی کلام آتشینت آتش نای همه

 

خنده های گاه گاهت خنده خورشید صبح

شعله لرزان آهت شمع شب های همه

 

قامتت نخل بلند گلشن آزادگی

سرو سرسبزی سزاوار تماشای همه

 

گر کسی از من نشانی از تو جوید، گویمش

خانه ای در کوچه باغ دل، پذیرای همه

 

لاله زار عشق یک دم بی گل رویت مباد

ای گل رویت بهار عالم آرای همه  

 

 

۲۴تیر ماه سالروز ولادت امیر قافله صبر و بصیرت ، رهبر معظم انقلاب 

 "حضرت آیت الله سید علی خامنه ای "

 بر ملت ایران مبارک باد.

تعجیل در فرج حضرت ولی عصر(عج) و سلامتی رهبرو مولایمان حضرت سید علی و نابودی دشمنانش

 صلوات

 بعونک یا شهید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 تیر1388ساعت 8:18  توسط سرگردان شلمچه  | 

 

بسم رب الشهدا

 

... اگر یک روز دلتان هوای شهید کرد ، ما را هم به دلتان راه دهید...

...اگر راه افتادید تا سری به دیوار نوشت های قدیم بزنید و بوی شهید را آنجا بجویید ما را همسفر کنید

...ما با بوی شهید پر و بال می گیریم . ما با بوی شهید رخت آسمان می پوشیم و هم بال ملائک قدسی می شویم

...اگر روزی شهدا به خوابتان آمدند ، ما را هم به دشت خوبتان ببرید

...اگر بوی عباس (ع) به سرسرای کویتان وزید و لباس دلتان و پرچم روحتان را نوازش کرد قسمتی ما را هم کنار بگذارید

ما هیچ وقت با شهدا خداحافظی نمی کنیم

...ما می خواهیم هرکداممان سایه یک شهید بر روی زمین باشیم

...ما می خواهیم یک بسیجی باشیم

.ما می خواهیم هرکداممان سایه یک شهید بر روی زمین باشیم ، تا ما هم همسایه دیوار به دیوار خدا باشیم

بخشی از مناجات سردار شهید محمد ابراهیم موسی پسندی

**********************

..و ما هم رفتنی شدیم

!... مبادا درد دل های دلتنگی ام را

آخر شما راز دار دل بیقرارم بودید

 با شما هستم ای ستارگان گمشده در شلمچه و فکه و طلاییه و فتح المبین و ... که امروز در یوسف رضا (گلزار شهدا) چالوس آرمیده اید

میروم اما بدانید که من تا همیشه دلتنگم ... دلتنگ همان روزهای خدایی تا همیشه...

...بدانید که.... هیچ...هیچ ندارم که بگویم ، که خود از دل سیاهم خبر دارید

به قول شهید هاشمی : " سخن دل را هیچ زبانی روانتر و خوشتر از اشک نمی تواند بیان کند... " و من نیز هوای گریه دارم تا ...همیشه

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست 

 هرکه در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

 

شهدا حلال کنید

 

التماس دعا فراوون ... که سخت محتاجم و داغون

 

بعونک یا شهید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 0:21  توسط سرگردان شلمچه  | 

 

بسم رب الحسین(ع)

زمزمه  ۴۰ زيارت عاشورا امام حسين (عليه السلام)

 

جهت تعجيل درفرج آقا امام زمان (عج)

 

ردیف

تاریخ

ذکر توسل

شهیدشاهد

 

1

۱۱/۴/۸۸

امام علی (ع)

شهدای دانشجو

2

۱۲/۴/۸۸

حضرت سکینه (س)

شهید علیرضا جعفرنژاد 

3

۱۳/۴/۸۸

حضرت علی اصغر (ع)

شهید سعیداقبال

4

۱۴/۴/۸۸

امام محمدباقر (ع)

شهید قاسم عرب

5

۱۵/۴/۸۸

امام حسین (ع)

شهید مباشری

6

۱۶/۴/۸۸

حضرت ام کلثوم (س)

شهید بهرام حسین زاده

7

۱۷/۴/۸۸

حضرت علی اکبر (ع)

شهید حسین ظهوری

8

۱۸/۴/۸۸

امام حسن عسگری(ع)

شهید علی اصغرمرادی

9

۱۹/۴/۸۸

حضرت رسول (ص)

شهید خسرو قدرتی

10

۲۰/۴/۸۸

حضرت فاطمه (س)

شهید داوودتندیس

11

۲۱/۴/۸۸

حضرت مهدی (عج)

شهید غلام رسولی

12

۲۲/۴/۸۸

حضرت قاسم (ع)

شهید خسرو بابایی

13

۲۳/۴/۸۸

امام هادی (ع)

شهید بهرام مرتبی 

14

۲۴/۴/۸۸

امام رضا(ع)

شهید حیدر مددکار 

15

۲۵/۴/۸۸

امام علی (ع)

شهید حیدر علی عظیمی

16

۲۶/۴/۸۸

حضرت عباس (ع)

شهید محمدرضا پسندیده 

17

۲۷/۴/۸۸

امام حسین (ع)

شهیدسیدعباس ساجدی

18

۲۸/۴/۸۸

حضرت معصومه (س)

شهید  محمد دلبر صاف

19

۲۹/۴/۸۸

امام جواد (ع)

شهید علی قنبری 

20

۳۰/۴/۸۸

حضرت علی اصغر(ع)

شهید کیکاوس نصیرناتری

21

۳۱/۴/۸۸

امام سجاد (ع)

شهید اسحاق صمدی لرگانی

22

۱/۵/۸۸

حضرت رقیه (س)

شهید محمد کرفی

23

۲/۵/۸۸

امام کاظم(ع)

شهید غلامعلی زارع توانا

24

۳/۵/۸۸

امام صادق (ع)

شهید ارسلان دلفان

25

۴/۵/۸۸

امام هادی(ع)

شهید رضا نوربخش

26

۵/۵/۸۸

حضرت رسول(س)

شهید اسماعیل درستان

27

۶/۵/۸۸

حضرت خدیجه (س)

شهیدعبدالعظیم شمس ناتری

28

۷/۵/۸۸

حضرت سکینه (س)

شهید رضا شمس نادری

29

۸/۵/۸۸

حضرت فاطمه (س)

شهید علی محمد دلیرج 

30

۹/۵/۸۸

حضرت رقیه(س)

شهید فرهاد چلاجورمحمدی

31

۱۰/۵/۸۸

امام جعفرصادق(س)

شهید شاهرخ شمس ناتری

32

۱۱/۵/۸۸

امام حسن مجتبی (ع)

شهید علی محمد انگورج تقوی

33

۱۲/۵/۸۸

حضرت مهدی(عج)

شهید نوروزعلی لواسانی 

34

۱۳/۵/۸۸

حضرت علی اکبر (ع)

شهید محمد علی کیادلیری 

35

۱۴/۵/۸۸

حضرت قاسم(ع)

شهید اسفندیار دلیرج ناتری

36

۱۵/۵/۸۸

حضرت سکینه (س)

شهید مهدی پورجشیدی

37

۱۶/۵/۸۸

حضرت معصومه (س)

شهید فرهاد نیری پسند

38

۱۷/۵/۸۸

امام حسن (ع)

شهید شهرام اسدی

39

۱۸/۵/۸۸

حضرت زینب(س)

شهید اکبر علی آبادی

40

۱۹/۵/۸۸

حضرت زهرا (س)

شهدای گمنام و مفقودالاثر

 

حب حسین (ع) در دلی که خود پرست است بیدار نمی شود !

حب حسین (ع) در دلی بیدار می شود که

 از خود و آنچه دوست دارد در راه خدا گذشته باشد !

 

التماس دعا

بعونک یا شهید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 23:58  توسط سرگردان شلمچه  | 
 

پیام مهم رهبر معظم انقلاب اسلامي به مناسبت حماسه‌ي پرشور 22 خرداد

(۱۳۸۸/۰۳/۲۳ - ۱۵:۵۸)

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی، حضور تعیین کننده، مقتدرانه، متین و آرامش آفرین ملت بزرگ و هنرمند ایران را در جمعه حماسی 22 خرداد، لطف و رحمت پروردگار حکیم و حادثه ای خیره کننده و بی همتا خواندند و با اشاره به تجلی رشد سیاسی، عزم انقلابی و ظرفیت مدنی ملت ایران در انتخابات شورانگیز، زیبا و پرشکوه ریاست جمهوری دهم افزودند: مشارکت بیش از هشتاد درصدی مردم و رأی 24 میلیونی به رئیس جمهور منتخب، یک جشن واقعی است که دشمنان در تلاشند با تحریکات بدخواهانه، شیرینی آن را از کام ملت ایران بزدایند بنابراین آحاد مردم به ویژه جوانان عزیز باید کاملاً هوشیار باشند و هواداران نامزد منتخب و دیگر نامزدهای محترم از هرگونه رفتار و گفتار تحریک آمیز و بدگمانانه پرهیز کنند.


متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

ملت عزيز ايران!
مردان و زنان آگاه و شجاع و زمان‌شناس!
سلام خدا بر شما كه شايستگي خود را براي دريافت سلام و رحمت الهي به اثبات رسانديد. جمعه‌ي حماسي شما،‌ حادثه‌ئي خيره‌كننده و بي‌همتا بود كه در آن، رشد سياسي و چهره‌ي مصمّم انقلابي و توان و ظرفيت مدني ملت ايران، در نمائي زيبا و پرشكوه در برابر چشم جهانيان به نمايش درآمد.
اقتدار و عزتي كه شما با آرامش و متانت و كمالِ خود در تاريخ كشور به ثبت رسانديد، و اراده‌ي خلل‌ناپذيري كه در ميان آتشبار جنگ‌رواني دشمنان، با حضور در اين عرصه‌ي تعيين‌كننده نشان داديد، از چنان اهميتي برخوردار است كه با هيچ بيان معمولي و متعارفي نمي توان آن را توصيف كرد. تنها مي توان گفت كه ملت ايران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهي را در خود حفظ كند و دست قدرت خداوند را در حمايت از پيشرفت و تعالي اين كشور، بالاي سر خود نگاه دارد.
انتخابات 22خرداد، با هنرنمائي ملت ايران، نصاب تازه‌ئي در سلسله‌ي طولاني انتخابهاي ملّي پديد آورد. مشاركت بيش‌از هشتاد درصدي مردم در پاي صندوقها و رأي بيست‌وچهار ميليوني به رئيس جمهور منتخب، يك جشن واقعي است كه به حول و قوه‌ي الهي، خواهد توانست پيشرفت و اعتلاي كشور و امنيت ملي و شور و نشاط پايدار را تضمين كند. ديروز شما توانستيد ثابت كنيد كه ايران به بركت شعارها و ارزشهاي انقلاب اسلامي، در برابر تهاجم سياسي و رواني از چنان مصونيت و صلابتي برخوردار است كه با گذشت سي‌سال از آغاز مردمسالاري ديني در اين كشور،‌ از هميشه تازه نفس‌تر و سرزِنده‌تر در صحنه حاضر گشته و دوستان و دشمنان را به ادامه‌ي راه روشن خود مطمئن ميسازد.
اينجانب با فروتني در برابر عزم و ايمان شما مردم عزيز، اين موفقيت بزرگ را به حضرت وليّ‌الله‌الاعظم روحي‌فداه و به روح امام بزرگوار و به يكايك آحاد ملت تبريك عرض ميكنم و همگان را به قدرداني از اين لطف الهي و شكرگزاري در برابر پروردگار حكيم و عليم توصيه مينمايم. گمان بر اين است كه دشمنان بخواهند با گونه‌هائي از تحريكات بدخواهانه، شيريني اين رويداد را از كام ملت بزدايند. به همه‌ آحاد مردم و بويژه جوانان عزيز كه سرزنده‌ترين نقش‌آفرينان اين حادثه‌ي شورانگيز بودند، توصيه ميكنم كه كاملاً هشيار باشند. همواره بايد شنبه‌ي پس‌از انتخابات، روز مهرباني و بردباري باشد. چه طرفداران نامزد منتخب و چه هواداران ديگر نامزدهاي محترم،‌ از هرگونه رفتار و گفتار تحريك‌آميز و بدگمانانه پرهيز كنند. رئيس جمهور منتخب و محترم، رئيس جمهور همه‌ي ملت ايران است و همه و از جمله رقيبان ديروز بايد يكپارچه از او حمايت و به او كمك كنند. بي شك اين نيز امتحاني الهي است كه موفقيت در آن خواهد توانست رحمت خداوند متعال را جلب كند.
وظيفه‌ي خود ميدانم از همه‌ي كساني كه در خلق اين حادثه‌ي بزرگ نقش آفريدند صميمانه سپاسگزاري كنم: از نامزدهاي محترم كه با مطرح ساختن نقطه‌نظرهاي سياسي و اقتصادي و با سخن و رفتار خود، دارندگان سلايق گوناگون اجتماعي و سياسي را به صحنه آوردند، از نخبگان و برگزيدگاني كه مخاطبان خود را به حضور در اين آزمون بزرگ دعوت كردند؛ از مراجع عظام و علماي اعلام و فرزانگان دانشگاهي و شخصيت‌هاي فرهنگي و سياسي؛ از رسانه‌ي ملي و مديران و طراحان و مجريان و هنرمندان صداوسيما كه نو‌آ‌وري‌هاي تحسين‌برانگيز آنان نقش تعيين‌كننده‌ئي در اين حادثه‌ي فراموش‌نشدني داشت؛ از وزارت كشور و شوراي محترم نگهبان كه با اخلاص و امانتداري كامل به وظيفه‌ي خطير خود صادقانه و سخت‌كوشانه عمل كردند؛ از نيروي انتظامي و ديگر دستگاههاي حافظ امنيت، كه فضاي سالم و باز و آرام را براي مردم تأمين نمودند، و سرانجام و بيش‌از همه، از يكايك رأي‌دهندگان كه براي خود و كشورشان آبرو و ثبات و امنيت فراهم آوردند..
بار ديگر با تضرع و ابتهال، خداي عزيز و قدير را از اعماق جان، سپاس گفته هدايت و رحمتش را براي اين ملت و اين بنده‌ي ناتوان مسألت ميكنم و با سلام به حضرت ولي‌ّ الله‌الاعظم‌ روحي‌فداه به دعا و رعايت و حمايت آن صاحب اصلي اين كشور دل مي‌بندم و به روح امام راحل و ارواح طيبه‌ي شهيدان عزيز درود ميفرستم.

والسلام عليكم و رحمةالله
سيّدعلي خامنه‌اي
23/خرداد/1388

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 8:33  توسط سرگردان شلمچه  |